تبليغاتX
قانون برره (عشقولانه)

قانون برره (عشقولانه)

فقط تو

يه حس دارم

يه حسه عجيب

ميگن تو فريبي

ميگن تو دروغي

نگاه به رفتارت مينكم

فكرم ميگه تو نيرنگي

چشات دورنگي رو مخفي ميكنن

ولي همون دوتا گويه بلور

دلم رو نرم ميكنن

باورش سخته برام

كه من اول و آخرش نيستم برات

ميگن يه روزي ميفهمم دروغاتو

ميگن يه روزي خراب ميشه دنيا برام

ميگن تا دير نشده ولِت كنم

ولي حرفات منو تا اوج ابرا ميبرن

چي ميشد حرفاشون دروغ باشه

اوني كه ميبينم همه راست باشن

فاصله راستي و دروغ چقدره؟

جواب سوالام نه يا آره ست

حيف نيست لبات دروغ بگن؟

چشات منو به گمراهي بكشن؟

ميدوني كه اول قشنگتريني؟

ميدوني كه راستي بهترينه؟

حرفايه من بچه گونس، آره؟

تو اين دنيا كي قلبش تويه دستاشه؟

كي آخه باسه كس ديگه اي

گلاي خوشبو ميكاره؟

كي دلش برايه حقيقت ميزنه؟

يا حرفاشو پشته پرده نميزنه؟

حوصلشو داري؟

 پاي پياده بريم؟

جاش مهم نيست

فقط بريم، بريم تا خورشيد

زير پامون آب صدا كنه

و گرمايه قلبامون خورشيد رو آب كنه!

بشينيم تويه رويا

تا خوابه زمستوني بريم

بريم يه جايه دور

بريم تا مرزه عشق

فقط تا مرزش

چون ما عشق رو نميفهميم

چون ما اون رو معني ميكنيم

فكر كن

فكر كن

فكر كن

معنايه عشق ما هستيم

معنايه تو شدن

بينديش به كودكيت

راستي كه هميشه راستي بود

زمونه اي كه بي كاستي بود

زمونه اي كه من خودم بودم

زمونه اي كه تو، تو بودي

نمي شناختمت

ولي ميدونم

هردومون مثله آينه

صاف بوديم

ناب بوديم

و بي حقه

اونا راست نميگن

اونا حسودن

اونا دروغن

راستي رو دروغ ميبينن

عشق رو هوس ميبينن

اونا نميدونن تو آينه اي

اونا نميدونن وقتي تو چشات نگاه ميكنم

زندگي رو با نور ميبينم

تو يه چشمه اي

به وسعته اقيانوس

من هم يه ماهي

 شايد كوچيكتر

ولي نه، بزرگتر

آخه دارم از وسعتت مينوشم

دارم تويه وسعتت پرواز ميكنم

آره پرواز

اگه پرواز بال ميخواد، من دارم

اگه نفس ميخواد من دارم

اگه غرور ميخواد من دارم

اگه منو بخواد تو رو دارم

باورم نميشه تو

دروغ باشي

باورم نميشه

تو نيرنگ باشي

حتما ميدوني به كدوم

بينا ميگن كوره

هيچي رو نميبينه

شايد من خطا ميكنم

حتما اين تاوان گناهه

من باور نميكنم

چون با تو خوشحالم

چون با تو پروازم

درست مثله يك دونه بارون

فقط با طراوت تر

درست مثل تو

اي زيباترينم

اي ترنم

و اي چكيده

بهشت

فقط تو

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 23:15  توسط مرد جادویی  | 

خبر

دوستایه گلم یه خبر بد و یه خبر خوب

خبر بد : صحرا داره میره (دلم براش تنگ میشه)

خبر خوب : امروز تولد الهه هست (زنده باشی دختر خورشید)

رویه هر کدوم از اسما کلیک کنید میرید به وبلاگش.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 17:59  توسط مرد جادویی  | 

کار خوب

رفتم سر یه کار که هم حقوق توپ داره! هم با

رشته تحصیلیم هم خونی داره!

باور ندارید- زنگ بزنید ۱۱۸

اینم فایل زیپ شده از کاریکاتور

شبهای برره با حاله.

رویه Magic Man کلیلک کنید.

شرمنده شما عزیزان فعلا نمیرسم مطلب به درد بخور بذارم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1384ساعت 18:58  توسط مرد جادویی  | 

بی وفایی

بعضی از دوستان بی مرام بازی در اوردنو لینک اینجا رو از وبلاگشون برداشتن . آره خب .

اشکالی نداره.لینکشون باشه اینجا تا حالشو ببرن.

هرچند وقت یکبار چندتا کلیپ جالب میزارم زیر قسمت آهنگ.

دیدیش؟

آهان. اینا گلچینن.

اگه در خواستی در این زمینه دارید بفرمایید.

بعد از لود شدن روی دکمه قرمز رنگ چشمک زن کلیک کنید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 17:28  توسط مرد جادویی  | 

افتخار داره بابا!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 15:32  توسط مرد جادویی  | 

بیا تا....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 15:14  توسط مرد جادویی  | 

3 تا با هم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 15:0  توسط مرد جادویی  | 

طلا!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 14:49  توسط مرد جادویی  | 

مهریه یا قیمت؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 13:20  توسط مرد جادویی  | 

او حسینه


اونی که قشنگترین آوازه عشقه

اونی که بلندترین صدایه عشقه

تو بگو ، خودت بگو ،که او حسینه

**********************

اونی که زمزمه یاد خداإ

اونی که ما هممون براش میمیریم

تو بگو ، خودت بگو که او حسینه

**********************

اگه آقامون میخواست براش میمردم

تو کربلا ، جلو چشاش ، گل میکاشتم

با عطش داد میزدم که این حسینه

اونی که میکشیدش سرور دینه

به خدا خیر نبینید ازین پلیدی

دستای عباسمو چرا بریدی؟

مگه اون باسه خودش چیزی میخواسته؟

اون که باسه خودش آب نمیخواسته

**********************

اونی که داد میزنه که یا أخیه

منو دارن میکشن، یا حسینم

میدونی دوست دارم، ای بهترینم

باسه اینه که دارم برات میمیرم

نذاشتند باسه طفلا آبی بیارم

شرمندی تشنگی، های سکینم

**********************

یا عباس، دلمن باسه صدات شد پاره پاره

تویی، قشنگترین نور ستاره

نمیشه تو بری و تنهام بذاری

منو، تو، دشت بلا تنهام بذاری

**********************

یا حسین، علمدارت نایی نداره

دیگه چشمای عباس سویی نداره

دیگه من دست ندارم برات بجنگم

نه، نمیخوام، تو رو من تنهات بذارم

**********************

دیگه طاقت ندارم اینجا بمونم

باسه زینبم شده باید بمونم

ای عباس، نمیخوام، اهل چادر تنها بمونن

آخه این نامردا هیچی نمیدونن

یا عباس، برادرم، تو پهلوونی

ای خدا صبرم بده، تو مهربونی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم بهمن 1384ساعت 12:42  توسط مرد جادویی  |